مؤلف مجهول

44

هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى )

نگاه دارى ترسم كه كارم به مرض كشد و ماده قوى شده به معارضه « 1 » [ اى ] انجام يابد كه هيچ كس آن را برنتابد . هر آينه آن زمان سفر آخرت پيش گيرم و تو پشيمان شوى و پشيمانى سودى ندارد . [ 138 الف ] چنان‌كه سلطان نوروز ، گلگون‌پوش را كشت و پشيمان شد . [ سخنان نوروز و گلگون‌پوش ] خواجه رغام گفت قصهء گلگون‌پوش چگونه بوده است . ابن تراب گفت : حكايت آورده‌اند كه در شهر بهارستان پادشاهى بود سلطان نوروز نام و آرايش ممالك هفت كشور را به نسيم عطرآميز گلستان عدل خود مىفرمود و روى زمين به باران سحاب مرحمتش مثال خط نوخيز گلعذاران سرسبز و خرّم مىبود . بيت به دورانش جهان را خرّميها * خلايق در مقام بىغميها جهان از مهر رويش بود روشن * وز آن رو تازگى در باغ و گلشن باغى داشت حديقه نام ، رشك روضهء رضوان و غيرت بوستان جنان . بيت بوستانى « 2 » چنان نديده كسى * در لطافت يقين ، ز اهل بشر به صفا به ز بوستان ارم * به بقا از بهشت داده خبر نوروز سلطان را دو جوان منظور نظر عنايت بودند : يكى را سهىقد مىگفتند . ازين « 3 » سرو رعناى خوش‌اندام بلندبالايى كه هماى قدسى به نواى عقل [ او ] مانند مرغان چمن به سودايش پرواز كردى .

--> ( 1 ) . اصل : كذا ، شايد : عارضه . ( 2 ) . اصل : بوستان . ( 3 ) . شايد زايد باشد مگر آنكه از قبيل ذكر آن در سطر ششم صفحهء نخست متن .